السيد محمد حسين الطهراني

62

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى)

در دعاها و مناجات‌ها مخاطب خداست ؛ از راه آن حضرت ، و از سبيل و صراط آن حضرت . و بنابراين اگر به خود آن حضرت هم عرض حاجت كنيم و او را مخاطب قرار دهيم ، بايد متوجّه باشيم كه عنوان استقلال به خود نگيرد و جامهء استقلال به خود نپوشد ؛ بلكه

--> - از أحوال از مرافقت و همراهى استاد خاصّ گزيرى نيست اگر چه به وطن مقصود رسيده باشد . البتّه مراد همان مرافقت باطنى امام است بر سالك نه همراهى و مصاحبت در مقام ظاهر ، چون واقعيّت و حقيقت امام همان مقام نورانيّت اوست كه سلطه بر جهان و جهانيان دارد ، و امّا بدن عنصرى او گرچه آن نيز با سائر بدن‌ها امتياز دارد ليكن آن منشأ اثر و متصرّف در امور كائنات نيست . و براى توضيح اين نكته متذكّر مىگردد كه آنچه در عالم خلقت تحقّق مىيابد منشأ آن ، صفات و أسماء إلهيّه است و حقيقت امام همان أسماء و صفات خداست و بنابراين اصل فرموده‌اند كه : چرخ عالم هستى و أفلاك و همهء كائنات به دست ما حركت مىكند و آنچه واقع مىشود به اذن ما واقع مىشود ؛ بِنا عُرِفَ اللهُ ، بِنا عُبِدَ اللهُ . بنابراين سالك در حال سير ، در مراتب نورانيّت امام عليه السّلام سلوك مىنمايد و به هر درجه‌اى كه صعود كند و در هر مرتبه‌اى كه باشد امام عليه السّلام آن مرتبه را حائز بوده و با سالك در آن درجه و مرتبه معيّت دارد . و همچنين بعد از وصول نيز مرافقت امام لازم است چون آداب كشور لاهوت را نيز او بايد به سالك بياموزد . بنابراين مرافقت امام در هر حال ، از شرائط مهمّه بلكه از أهمّ شرائط سلوك است . در اينجا نكاتى است بس دقيق كه در بيان نيايد و فقط بايد خود سالك بوسيلهء ذوق آن حقائق را دريابد . » - م .